خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

653

نهج البلاغة ( فارسي )

از او يارى خواست ولى او درنگ كرد و اسباب هلاكت او مهيا داشت تا قضاى الهى بر سر او آمد به خدا سوگند ، « خدا مىداند چه كسانى از شما مردم را از جنگ بازمىدارند و نيز مىشناسد كسانى را كه به برادران خود مىگويند : به نزد ما بياييد و جز اندكى به جنگ نمىآيند . » ( 1 ) من نمىخواهم اكنون به سبب خرده گرفتنم از اعمال بدعتآميز او پوزش بطلبم . گناه من اين است كه او را راه نموده‌ام و ارشاد كرده‌ام . بسا كسى را ملامت كنند كه او را گناهى نيست . « و قد يستفيد الظنة المتنصّح گاه اتفاق افتد كه نصيحتگر خود در معرض بدگمانى افتد . » « تا آنجا كه بتوانم قصدى جز به صلاح آوردنتان ندارم . توفيق من تنها با خداست ، به او توكل كرده‌ام و به درگاه او روى مىآورم . » ( 2 ) و گفتى كه مرا و يارانم را جز شمشير پاسخى نيست . به راستى تو خنداندى پس از آنكه گريانيدى . كى ديده اى كه فرزندان عبد المطلب از برابر دشمن واپس نشينند يا از شمشيرش بترسند . « لبّث قليلا يلحق الهيجا حمل اندكى درنگ كن تا حمل به جنگ پيوندد » . به زودى آنكه او را مىجويى تو را بجويد ، و آنچه از تو دور است به تو نزديك شود . من با سپاهى گران از مهاجران و انصار و تابعين آنان كه نيكو پرورش يافته‌اند ، بر سر تو مىتازم . لشكرى انبوه كه غبارشان فضا را پر كند ، همه جامهء مرگ بر تن كه محبوبترين ديدارهايشان ديدار با پروردگارشان است . همراه ايشاناند فرزندان اهل بدر و شمشيرهاى بنى هاشم و تو از شيوهء جنگيدن آنان آگاه هستى آن گاه كه با برادرت ( 3 ) و دايىات ( 4 ) و جدت ( 5 ) و خويشاوندانت مىجنگيدند . « و آن از ستمكاران دور نخواهد بود . » ( 6 ) 29 از نامهء آن حضرت ( ع ) به مردم بصره شما خود مىدانيد كه چسان رشتهء فرمانبردارى را گسستيد و قدم در راه جدايى

--> ( 1 ) . سورهء 33 ، از آيه 18 . ( 2 ) . از آيهء 88 ، سورهء 11 . ( 3 ) . نك : پانوشت ص 277 . ( 4 ) . نك : پانوشت ص 277 ( 5 ) . نك : پانوشت ص 277 . ( 6 ) . سورهء 11 ، آيهء 83 .